الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

705

إحياء علوم الدين ( فارسى )

ببريده‌اند ، و به توسط « 68 » خلق در خصومتهايى كه از متابعت شهوتها خاسته است مشغول شده و آن را « فقه » نام كرده . و اين علم را كه فقه دين است از جملهء علمها بيرون كرده‌اند ، و مجرد ساخته‌اند براى فقه دنيا كه مقصود از آن جز دفع شواغل نيست از دلها ، تا براى فقه دين فارغ شود . پس فقه دنيا به واسطهء اين فقه از دين مىشود . و در خبر است : أنتم اليوم في زمان خيركم فيه المسارع و سيأتي عليكم زمان خيركم فيه المتثبّت ، اى ، امروز شما در زمانىايد كه بهترين شما مسارعت نماينده است ، و به زودى بر شما زمانى آيد كه بهترين شما در آن درنگ كننده باشد . و براى اين طايفه‌اى از صحابه در قتال با اهل عراق و اهل شام توقف نمودند ، چون امر بر ايشان مشكل شد ، چون سعد بن ابى وقاص ، و عبد اللّه بن عمر ، و اسامه ، و محمد مسلمه ، و غير ايشان . پس هر كه نزديك « 69 » اشتباه توقف نكند پسر و هوى باشد ، و معجب به راى خود « 70 » و از آن جمله است كه پيغامبر - عليه السلام - صفت فرمود : فإذا رأيت شحّا مطاعا و هوى متّبعا و اعجاب كلّ ذى رأى برأيه فعليك بخاصّة نفسك ، اى ، پس چون بخلى بينى كه آن را فرمانبردارى نمايند ، و هوايى كه آن را پسروى كنند [ 526 ] و معجب شدن هر صاحب رأيى به رأى خود ، خاصه نفس خود را لازم گير . چنانستى كه هر كه در شبهتى خائض شد « 71 » به غير تحقيق بدرستى كه قول حق تعالى را - وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ، « 72 » اى ، پسر وى مكن چيزى را كه تو را بدان علمى نيست - خلاف كرد . و همچنين قول پيغامبر را - عليه السلام : ايّاكم و الظّنّ فانّ الظّنّ أكذب الحديث ، اى ، بپرهيزيد از گمان ، كه گمان دروغ‌ترين حديثى است . و بدين ، گمانى خواسته است كه بى دليل باشد ، چنان كه بعضى عوام از دل خود فتوا خواهند در آن چه بر ايشان مشكل شود ، و ظن خود را متابعت كنند . و براى صعوبت اين كار و بزرگى آن ، دعاى صدّيق - رضى اللّه عنه - اين بود : اللّهمّ أرني الحقّ حقّا و ارزقني اتباعه و أرني الباطل باطلا و ارزقني اجتنابه و لا تجعله على متشابها فاتبع الهوى ، اى ، بار خداى ، حق را به من حق نماى ، و پسروى آن مرا روزى كن ، و باطل را به من باطل نماى ، و دور بودن از آن مرا روزى كن ، و بر من آن را متشابه مگردان كه پسروى هوى كنم . و عيسى - عليه السلام - گفت : كارها سه است : كارى كه رشد آن روشن است ، آن را پيروى كن ، و كارى كه گمراهى آن روشن است ، از آن دور باش ، و كارى كه بر تو مشكل است ، آن را به عالمان بگذار . و از دعاى پيغامبر - عليه السلام - اين بود : اللهمّ انّى أعوذ بك ان أقول في الدّين به غير علم ، اى ، بار خداى ، من باز داشت مىخواهم به تو كه در دين چيزى گويم بى علم . پس بزرگترين نعمتى حق تعالى را بر بندگان علم است و كشف حق . و ايمان عبارت است از نوع كشف و علم . و براى

--> ( 68 ) توسط ، ميانجيگرى . ( 69 ) نزديك ، هنگام . ( 70 ) معجب به رأى خود ، آن كه خود را پسندد و عجب ورزد . ( 71 ) خائض شدن ، خوض ، فرو رفتن در آب يا امرى ، پيروى از امر باطل . ( 72 ) إسراء 17 - 36 .